تبليغاتX
دلنوشته های غربت
دلنوشته های غربت
ایا زمین خدا پهناور نبود که به ان مهاجرت کنید !قران کریم،سوره نساء، ایه ۹۷

محترم (عزیزرویش )در وبلاگ یادداشت های روزانه چنین نوشته است.

آقای کرزی با تجربه گذشته به استقبال آینده خواهد رفت

  تصمیم داکتر عبدالله مبنی بر انصراف از اشتراک در انتخابات شانزدهم عقرب، به همان اندازه که برای شخص او دشوار بود، ظاهراً برای آقای کرزی سهولت و آرامش خاطر پدید آورد. کمیسیون مستقل انتخابات، فقط یک روز پس از روشن شدن موقف آقای داکتر عبدالله، آقای کرزی را برنده انتخابات اعلام کرد و با این اقدام، راه را برای ریاست جمهوری او در پنج سال آینده باز نمود. به این ترتیب، آقای کرزی اولین رئیس جمهوری در تاریخ جدید سیاسی کشور ماست که بدون گذر از مسیر انتخابات، با لقب رئیس جمهوری در ارگ باقی می ماند.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

عنوان اصلی  شوخی بارمضان بشردوست   در کابل رس

ارسال در تاريخ شنبه شانزدهم آبان 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

سلام بر دوستان وسروران وبلاگی من

قراردادکاری ام به مدت یکسال دیگرتمدید شد.

این یعنی اینکه:

اگر جناب حضرت عزرائیل صاحب، یک وقت اشتباهی سراغم نیاید ونفسم را نگیرد، من درخدمت شما خواهم بود.

یعنی اینکه به مدت یکسال دیگر میتوانم از انترنت پرسرعت باخیال راحت استفاده کنم.(البته باپرداخت هزینه شخصی) وشما هم مجبور هستید شاهد تراوشات"مغز"و ذهن خسته ی من دراین وبلاگ باشید.

این بنده حقیر از نظرات وانتقادات شما سروران ارجمند که باعث بهتر وپربارترشدن وبلاگم بشود بادیده منت استقبال نموده ودستان تک تک شمارا میبوسم.

بهترین دوست من کسی است که، اشتباهاتم را بگوید ومرا راهنمای کند.

این حقیر به غیر از روز های تعطیل از ۸صبح الی ۸شب در درخدمت شما هستم .

ارسال در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

 

Malalai Joya reacts after she was awarded

  آن زمان که خانم ملالی جویا:  پارلمان افغانستان رابه طویله ی تشبیه نمود!  این حقیر با شنیدن آن جملات، خونم به جوش آمده و به غیرت ملی ام برخورد،که چرا یک نفر به تمام نمایندگان وقانون گزاران یک کشور، حال به هر دلیلی، توهین کند؟  چون فکر میکردم آدم های که توسط مردم انتخاب وبه پارلمان راه یافته اند، اگرچه اکثر آنها جنگ سالار وازگروه های جهادی هستند، اما به هر حال اینها منتخب مردم هستند وقابل احترام، وعقیده ام هم این بود که باید به این اشخاص فرصت داده شود تا خود ازآن حال وهوای جنگ سالاری بیرون ایند.

اما گذشت زمان ثابت کرد که حق با ملالی جویا بوده. واین افراد به اسطلاح نماینده مردم در پارلمان، جز خوردن وخوابیدن کاری دیگری انجام نمیدهند. 

بعد از انصراف  داکتر عبدالله عبدالله از کاندیداتوری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، اولین سئوالی که به ذهن رسید این بود که:

قانون در این مورد چه میگوید؟

اما متاسفانه، در قانون اساسی پاسخی به این سئوال داده نشده است.!!! واصلا چنین واقعه

 پیش بینی نشده!!!

 

  واقعا باعث تعجب است، که چرا مسئله ی به این مهمی در قانون پیش بینی نشده است؟

   وچرا تا کنون در پارلمان مورد بحث وبررسی قرار نگرفته است؟

 تا امروز اشخاص خائینی مانند عبدالله عبدالله،  از این خلع قانونی سواستفاده نموده ومملکت را

 به بحران بکشد.!!!

  

نکته:با انتصاب جناب کرزای به ریاست جمهوری،عبدالله عبدالله به آرزوی خود نرسید. 

  بعدا" نوشت:

چهارشنبه 13 آبان1388 ساعت:11:54 توسط:ادیب

حیدری جان مطالب تان را ممکن است خیلی ها بخوانند ولی همه که مثل من ادیب نیستند که. در این نوشته ات اول که "خلأ" قانونی نباید به شما مجوز بدهد که فرد "خاین" ی مثل ملالی جویا را به "اصطلاح" تأیید کنید. دوم آدم مرتبی مثل شما که نباید پس از هر جمله یک بوجی علامت تعجب را تحویل خواننده بدهد. شما اگر از خورد و خواب نمایندگان شاخ هم در آورید باز هم همان یک علامت را بگذارید کافی است عزیزم! زیاد به ذوق ما نزنید ای شیر محمد!


مدیر وبلاگ:
ادیب عزیز دمتان گرم.
باور بفرما ئید فکر میکردم هیچ کس حال حوصله خواندن مطالب را ندارند!!!
همین طوری یواشکی والکی میگویند خوب است.
از اینکه یک" بوجی" غلط املای را خیلی محترمانه تذکر دادی ممنون وسپاس.
بلی دوست من!
در واژگان فارسی " خاین" وخائن" هم معنی است. اما انجا که نوشتم" خائینی" یک کمی تفاوت دارد.البته میشود همان خاینی.
اسطلاح غلط است. اصطلاح صحیح است.
خلع قانونی غلط است.خلا’ قانونی صحیح است.
سواستفاده غلط است.سوی استفاده صحیح است.اما علامت تعجب.  راستش را بخواهید خودم هم نمیدانم چرا اینقدر از علامت تعجب استفاده میکنم.  تمام وبلاگم پر از علامت تعجب است.! 


به هر حال امتحان خوبی بود ومعلوم شد همه نخوانده افرین نمیگویند.

ارسال در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
سر انجام  داکتر عبدالله عبدالله به قول خود عمل نمود وصبح امروز اعلام کرد که در دور دوم انتخابات شرکت نمیکند.!( ۱)

دلایل داکتر صاحب اصلا برای من  مهم نیست،!  چون که اصلا" رای اوردن ایشان در دور اول بر اساس تقلب بوده وایشان صلاحیت شرکت در دور دوم را ندارند.

حال سئوال اینست که :

۱- انتخابات با یک کاندیدا برگزار میشود ؟

۲- یا با اعلام استعفای نفردوم، فرصت به نفر سوم داده خواهد شد؟

اگر  جواب سئوال دوم مثبت باشد وداکتر بشر دوست برای دور دوم کاندید شود، تمام معادلات کار شناسان به هم میریزد، وشوکی بزرگی به عوامل پشت پرده انتخابات وارد میشود.

شما هم منتظر بمانید.

 

ارسال در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
تا چند روز دیگر مردم ستمدیده افغانستان دوباره پای صندوق های رای میروند تا رئیس جمهور خود را انتخاب کنند.!

این حقیر همراه با دوستان دردور اول به سهم خودفعالیتهای را انجام دادیم وبا تاسیس وبلاگ:

حامیان داکتربشردوست

    سعی کردیم تا سهمی درگرم کردن تنور انتخابات داشته باشیم . اما در دور دوم با اینکه مرتب اخبار،تحلیل ها،  وگزارشات را زیر نظر دادرم اما هیچ حس نسبت به نوشتن مطلب ندارم.!

به چند دلیل :

۱- اصل برگزاری دور دوم را قبول ندار م زیرا حسن نیتی ازطرف برگزار کنندگان ان نمیبینم.

۲-عدالت رعایت نشده است چون هردوی این شخص با تقلب بالاامده پس صلاحیت کاندیدشدن ندارند.

۳- هموطنانم هنگام رای دادن، وپس از ان، امنیت جانی ندارند.

۴- هیچ تضمینی وجود ندارد که دوباره تقلب نشود .

۵- نتیجه ان از قبل معلوم است که جناب کرزای رئیس است.

۶- تقلب اندر تقلب افتخاری که ندارد هیچ، مایه سر افکندگی است.

فقط میتوانم بگویم :                

 زنده باد دموکراسی!!! 

ارسال در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

این داستان کوتاه را تقدیم میکنم به همه هموطنانم که دراه هجرت جان خود ویا یکی از عزیزانش را از دست داده است.

در یکی از بعد ازظهرگرم تیر ماه، مینی بوسی به ارامی درکنار جاده اسفالت توقف میکند، ودرب ماشین  اهسته باز میشود. زنی جوان وقد بلند باعینک افتابی ومانتو وچادر مشکی از ماشین پیاده میشود،وماشین حرکت میکند ومیرود.

زن جوان دستی به عینکش میزند وطول جاده رانگاه میکند،وقتیکه مطمئین میشودماشینی در حال عبور از جاده نیست،از عرض جاده میگذردوپا به جاده خاکی میگذارد.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه سوم آبان 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
حمله ی انتحاری روز گذشته در ایران در حدود 60 کشته و مجروح بر جای گذاشت. بر اساس منابع خبری، در این حمله چند تن از فرماندهان سپاه پاسداران و بزرگان از قبایل شیعه و سنی هدف قرار گرفتند. خبرگزاری رسمی ایران انفجار انجام شده را یک حمله ی انتحاری ذکر کرده است. هرچند در گذشته  مخالفان مسلح ایران از شیوه های اختطاف، انفجار و بمب گذاری استفاده می کردند، اما حمله انتحاری برای نخستین بار است که در این کشور صورت می گیرد.

این شیوه نشان می دهد که عملیات انتحاری در عراق و افغانستان اکنون به یک الگو برای گروه های تروریستی در کشورهای مختلف بدل شده است. هر چند جمهوری اسلامی ایران طی سال های اخیر به عنوان یک تماشاچی نسبت به انتحاری های صورت گرفته در افغانستان عمل می کرد، اما اکنون دیده می شود که بی تفاوتی در برابر این پدیده می تواند همه ی کشور را در معرض آسیب پذیری قرار دهد.
اکنون نه تنها افغانستان بلکه کشورهای دیگری نیز با استفاده از الگوهای طالبان و القاعده قربانی می دهند. بدون تردید اگر تروریزم امروز در افغانستان مهار نگردد، نه تنها کشورهای منطقه بلکه فراتر از آن  کشورها در هر نقطه جهان نیز در معرض این خطر قرار خواهند داشت. اکنون که  پاکستان در شعله های آتش تروریزم می سوزد و یا رد پای آن در ایران دیده می شود، باید این خطر را جدی گرفت و در یک رویکرد جدید تلاش شود تا لانه های اصلی آن در افغانستان مهار گردد.
هرچند رویدادهای کشورهای دیگر ناشی از مشکل  ها و چالش های داخلی آن می باشد، اما شیوه ها و الگوبرداری از طالبان و القاعده می تواند به عنوان یک زنگ خطر برای تمام جهان به شمار آید.
این رویداد می تواند نه تنها برای ایران بلکه برای تمام کشورهای منطقه مهم تلقی شود که برای جلوگیری از گسترش تروریزم باید جدی عمل کرد و نباید به عنوان یک ابزار و بازی سیاسی به آن نگاه نمود.

منبع :روزنامه هشت صبح

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

اولین بار که تصویر زیر را دیدم  مدت ها به ان نگاه کردم  و نوشته روی ان را خواندم انقدر برایم جالب بود که روی دیسک تابم قرار دادم 

اما هر کسی انرا دید وخواند  پرسید:یعنی چه؟!!!

من توی این تصویر یک جورای گیر کردم !شاید خنده دار باشد ولی حقیقت دارد

خواننده عزیز !

نظر تو در باره این تصویر چیست ؟

شرحی بر این تصویر بینویس

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
عجب وضعیت جالبی داریم ما مهاجرین افغانی مقیم ایران . با این که ۳۰ سال از اغاز مهاجرت ما میگذرد، اما با کمال تعجب  هیچ تغیر وتحولی در در وضعیت زندگی ما رخ نداده وصد البته  نخواهد داد !!!

دولت محترم  جمهوری اسلامی ایران ، امسال طرح تازه را به اجرا گذاشته است وانهم  قبول محصیلین بدون مدرک (به اصطلاح غیر قانونی) در مدارس دولتی !!!  انهم با برگه های تردد داخل شهر ی که ۳ ماه بیشتر اعتبار ندارد .!   این کار به خودی خود خوب وعالی است اما  ...  . 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه هجدهم مهر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
از پنجشنبه  هفته قبل تا کنون  که مرز ایران به روی مردم افغانستان بازشده است ، ومردم هم به طور بی سابقه  راهی مرز های ایران  شده اند ! وقبل از اطلاع یافتن دولت  افغانستان، قرار شنیده ها ودیدها  مردم افغانستان بدون  هیچ مزاحمتی وارد خاک ایران شده اند ! اما با کمال تعجب  هنوز  هیچ کدام از این مسافران ویا مهاجران  به مقصد نرسیده ! (یعنی اینکه  هنوز معلوم نیست  این مسافرین کدام یک از شهر های ایران را برای زندگی نه چندان ارام و طولانی انتخاب کرده اند .!!!

در چنین وضعیتی دوحالت  بیشتر ندارد :

حالت اول:

عده از افراد سود جو که در افغانستان اصطلاحا به انها  "راه بلد " ویا "قاچاقبر " میگویند ، با پخش چنین شایعه ی در بین مردم ولایت هرات  خواستن  آب را گیل آلود نموده  واز این آب گیل آلود  خودشان ماهی بگیرند .!!!

حالت  دوم :

مرز ایران  بروی مردم افغانستان باز بوده  وهر کس توانسته قبل از اطلاع یافتن  دولت افغانستان  از مرز گذشته وخودش را به خاک ایران برساند ، اما در داخل خاک ایران  سرنوشت ابهای سرگردان  چشمه های افغانستان را پیدا نموده  ودر سد های ایران ماندگار شده اند  .!!!

به هر حال ، این شایعه اگر واقعیت داشته باشد (که احتمال زیاد دارد) قضیه به همین جا ختم نمیشود وکم کم  به رسانه های رسمی کشیده  وعلنی خواهد شد.

بنا بر این ، اگر حالت اول را متصور شویم ،  مسئولیت اصلی ان به دوش  محترم جناب نورستانی  والی هرات میباشد ، که با برخورد با افراد سود جو  وآگاهی دادن به مردم ، سریعا  جلوی چنین شایعات را بگیرند  ونگذارند مردم فقیر  ولایت هرات بیشتر از این آسب ببینند.

واگر حالت دوم را متصور شویم ، مسئو لیت ان مستقیما به دوش  مسئولین محترم ایران خواهد بود  تا با اطلاع رسانی در مورد باز گذاشتن مرز ، وپزیرش مردم افغانستان ، جلوی هرگونه شایعات وگمانه زنی های بعدی را بگیرند . 

ارسال در تاريخ سه شنبه چهاردهم مهر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
از دیروز صبح ، زمانیکه  شایعه مهاجرت هموطنان مقیم هرات را شنیدم ، تا امروز صبح ، به هر جای که امکان  داشت تماس گرفتم  وبه هر دری زدم تا درستی ویا نادرستی این شایعه را بدانم،وبا اطلاعاتی که از دیروز تا حالا به دست اوردم به این جمع بندی رسیدم که متاسفانه  مهاجرت هموطنان از هرات به سمت مشهد  صحت دارد  .!!!

بنا بر این شدیدا نگران هستم  به چند دلیل :

۱-  باز گذاشتن  مرز ایران !!! با شرائط که ما در داخل ایران مشاهده میکنیم 

۲- وضعیت زندگی در هرات (به گفته شاهدان عینی  کار وکسپ امسال در هرات از هر سال دیگر بهتر بوده ) بنا برین مهاجرت  مردم به سمت ایران  هیچ توجیهی عقلی ومنطقی  ندارد .

۳- مهاجرت هموطنان وعواقب بعد از مهاجرت  در داخل ایران

۴- بی تفاوتی پلیس مرزی ایران ، وبرخود شدید وجلوگیری پلیس افغانستان  با مردم که قصد مهاجرت به سمت ایران را دارد

۵- ومسائل پنهان پشت پرده  ودست های پنهان که باید  همچنان نگران بمانیم تا وضعیت روشن شود

نکته: وضعیت اسماعیل خان (برای این این حقیر ) نامعلوم است!!! 

ارسال در تاريخ دوشنبه سیزدهم مهر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
قابل توجه دوستان مقیم  استان  خراسان   و ولایت هرات

در پی انفجار  در سر راه کاروان  اسماعیل خان  وکشته ویا زخمی شدن  او  در این حادثه !!!

در دو روز گذشته شایع شده است که مرز ایران به روی  مردم افغانستان باز بوده

وعده زیادی از هموطنان ما  راهی ایران شدند !!!  

 (البته بدون پاسپورت  و ویزا )

اگر دوستان اطلاعی دارند لطفا  در قسمت نظرات اطلاع دهند .

با تشکر:

ارسال در تاريخ یکشنبه دوازدهم مهر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

در یک پست قبل مطلب داشتم به عنوان "وبلاگ نویسی در هجرت "  ودر پایان از دوستان  پرسشی داشتم  ونظر انهارا خواسته بودم  .

  مسیح دروبلاگ صدای ازکابل

چنین پاسخ داده اند.

(چشم دید و گوش شنیده های سیاست جمهوری اسلامی در رابطه با بر خورد ایرانی ها نسبت به افغان های مهاجر)



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه نهم مهر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

محدودیت ثبت نام برای دانش آموزان افغان در مشهد    منبع :  اردوان روزبه روزنامه   ۸صبح

از زمانی که موضوع بازگشت شهروندان افغانستان به کشورشان جدیت بیشتری پیدا کرد، دولت ایران با اهرم‌های انقباضی مختلفی سعی در بازگشت پناه‌جویان افغانی به کشورشان کرده است.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه هشتم مهر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
یک وبلاگ نویس، مقیم فرانسه از قول استادش نوشته بود (اگر چشم خود را باز کنی دور بر تان پر از سوژه وقهرمان ان است )نقل به مضمون .

این بنده حقیر  نه سواد انچنانی دارم  ونه استادی  داشتم  ونه در کلاسی شرکت کردم ، تا حالا برای خوانندگانم به اصطلاح "کلاس" بگذارم و پز بدهم ، اما مانند هر انسانی  دارای چشم وگوش هستم که هم میبینم وهم میشنوم ، واز انجای که گفتنه اند: (شنیدن کی بود مانند دیدن) من هم دیده هایم ارجح تر بر شنیده هایم است .

طی این مدت که مثلا وبلاگ نویس شدم  ودست به کی برد ، وگاه گداری صفحه انتر نت را خط خطی میکنم تا اعلام کنم که من هم هستم ، وجود دارم ، شاید همین "من" اگر نبود  من هم نبودم  وصفحه انترنت را هم خط خطی نمیکردم .

با این مقدمه  نه چندان کوتاه  میخواهم به مشکلات وبلاگ نویسی در عالم مهاجرت  اشاره کنم . ما مهاجرین افغانی(مخصوصا" انهای که مقیم ایران)هستیم ، هر زمان که مطلبی را در وبلاگ خود نشر میکنیم ، با انتقاد های مواجیه میشویم  مثلا :

اگر مطلبی را  در مورد مهاجرت و مشکلات ان که متاسفانه کم هم نیست  نشر کنیم، بلا فاصله از طرف خوانندگان  ایرانی وبعضا دوستان مهاجر افغانی روبرو میشویم که میفرمایند:

خوب همینی که هست ! اگر دوست نداری بفر ما کشور خودت !

واگر هم در مورد مسائل داخلی  اظهار نظر کنیم ، دوستان داخلی ما با تعصب خواص وحس وطن دوستی میگویند :

 برو بابا به تو چه مربوط  ! اگر خیلی مردی بیا داخل کشور ... وهزار جور جملات کنایه امیز دیگر که بستگی به موضوع مطالب نشر شده در وبلاگ ها دارد .

با این حال ، من فکر میکنم تمام وبلاگ نویسان مهاجر افغانی مقیم ایران، هم از لحاظ کمیت دچار کم کاری واز نظر کفیت دچار یک نوع خود سانسوری شده اند ، که این کم کاری و خود سانسوری را در  نوشته ها ومطالب نشر شده در وبلاگ های انها میتوان به وضوح مشاهده کرد .!!!

  دوستان عزیز :    نظر شما چیست ؟ 

ارسال در تاريخ شنبه چهارم مهر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

ثپت نام در (مدارس دولتی جمهوری اسلامی ایران) از دانش اموزان مهاجر افغانی

مقیم استان تهران وشهرستانهای  تابعه ،  از تاریخ ۲۵  شهریور ما شروع شده است.

      شرائط ثپت نام:

۱-دانش اموزران مقطع تحصیلی دبیرستان هر نفرمبلغ ۸۰۰۰۰۰ هزار ریال

۲-دانش اموزان مقطع تحصیلی راهنمای هر نفر مبلغ ۷۰۰۰۰۰هزار ریال

۳-دانش اموزران مقطع تحصیلی ابتدای هر نفر مبلغ ۵۰۰۰۰۰هزار ریال

 این مبلغ باید به شماره حساب مدرسه محل تحصیل دانش اموز پرداخت شود.

سه شنبه ۳۱شهریور ۸۸ ساعت ۹صبح (شعبه مرکزی  بانک ملی شهر ورامین)

فقط در همین شعبه میتوان  پول پرداخت کرد !!!

 تبصره :از هر ۳ دانش اموز یکی میتواند رایگان تحصیل کند .

فتوکپی کارت شناسای تمام اعضای خانواده الزامی است.!

****************************************************************

مهر بوی مهربانی میدهد           درس علم و زندگانی میدهد

چند سالی است که مهرماه هر سال همزمان با اغاز سال تحصیلی برای مهاجرین افغانی مقیم ایران" ماه" مهربانی نیست !

امسال هم شاید" تلخ" تر از سالهای دیگر باشد ،چون تقارن تعویض خانه های اجاره و فرا رسیدن ماه مبارک رمضان وکم کاری وهزینه این ماه مبارک وخرید لباس ، کیف ، کفش ،  کتاب ولوازم مدرسه وخرید برای جشن عید فطر ، وبا توجه به این گرانی سر سام اور ، تقبل این هزینه بر گرده هر مهاجر افغانی سنگینی نموده وشادی عید را به کام انها تلخ کرده است  .

با جمعیت کنترل نشده که ماه مهاجرین داریم، که حداقل هر مرد 40ساله دست کم چهار نفر بچه مدرسه ی دارد .!

 با این اوصاف ، نه "مهر" برای ماه مهربان است .نه "میزان" برای ما برابر  ،  ونه جشن "عید"

فطر   شیرین .!!!

ارسال در تاريخ دوشنبه سی ام شهریور 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
سلام دوستان  روزه نمازتان به درگاه خداوند قبول افتد انشا الله.

ماه مبارک رمضان هم به سلا متی دارد به اخرش میرسد . یک رمضان دیگر  را داریم پشت سر میگزاریم   واین یعنی اینکه یک سال دیگر از عمر "با برکت"یا "بی برکت" ماه که بستگی به اعمال مادارد گذشت و خوش به حال انهای که سالم بودند وروزه شان را گرفتند وبا خدای خود راز ونیاز کردند ، وبدا به  حال انانی که بدون عزر موجه واجبات خدا را ترک میکنند .!

بگذریم ، با این مقدمه، بازهم  میخواهم  درباره ماه مبارک رمضان مطلبی را تقدیم شما بزرگ واران کنم،  این مطلب نتیجه مشاهدات این حقیر میباشد که در شهر ومحل زندگی خودم دیدم .

در ۲۰سال که درایران هستم  مانند امسال روزه خواری را علنی ندیدم ! در شهر ماه که از قضا یکی از شهر های مذهبی هم است ، امسال روزه خواری به طور علنی  ودرملع عام  انجام میشد طوری که     وتمام اغزیه فروشی ها(ساندویچی ها) از ۱۰صبح تا پاسی از شب  مشغول خدمات رسانی وپزیرای از مشتری های روزه خوار خود بودند .!!!

شاید بگوئید: خوب به تو چه ؟مگر تو فضولی ؟

باید خدمت شما عرض کنم ، نه خیر ، بنده فضول نیستم  وخیلی هم برایم مهم نیست که  کی روزه میگیرد کی نمیگیرد  اصلا دربند این حرف ها نیستم که در زندگی دیگران سرک بکشم  وکنتور  گناه هان انها را نگاه کنم چون به قول معروف قبر هر کسی جدا است .

اما چیزی که مرا وادر کرد این مطلب را نشر کنم ، سیاست ورفتار گذشته  حکومت جمهوری اسلامی ایران است. همان طور که  میدانید  در سالهای گذشته همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان  مسولین وزارت ار شاد ونهاد های تابعه در تمام شهر ها واز طریق رادیو وتلویزیون  اطلاعیه صادر میکردند  ویک برگ کپی انرا در تمام اغزیه فروشی ها ورستوران ها  تحویل میداد تا مبادا کسی در طول روز  لقمه نانی بخورد ویا جرعه ابی بنوشد ، واین مسئله از طرف  صنف اغزیه فروشان هم رعایت میشد طوریکه اگر کسی میخواست  مثلا  یک کیک  با ساندیس نوش جان کند باید کلی میگشت تا جای برای صرف ان پیدا کند واحیانا" اگر اغزیه فروشی بازهم بود  نیمه باز (وبه اصطلاح کر کره شان تانصف مغازه پائین کشیده بود) واین یعنی اینکه مغا زه تعطیل است .!

اما امسال  قضیه طوری دیگراست!!! صبر کنید  حتما میپرسید خوب تواز کجا میدانی ؟

 عرض میکنم: بنده حقیر  یک بیماری زخم معده را از قدیم همراه خود دارم  و  ماه مبارک رمضان را تا سر بالای ان  یعنی تا  روز بستم همراهی میکنم وبعد از ان کم کم از قطار روزه داران  جا میمانم امسال هم  این بیماری  سراغم امد  ونتیجه اش هم شد این مطلب که تقدیم شما میکنم.

داشتم میگفتم امسال با سالهای دیگر فرق داشت . در  بیست و چهارم رمضان  زمانیکه نتوانستم روزه بگیرم  ظهر با ترس ولرز ((حال  از خدا یا بنده خدا )) بماند  رفتم تا ساندویچی  بگیرم وزهر مار کنم ، دربین راه  کلی از خودم خجالت میکشیدم  وهی با خودم کلنجار میرفتم چطوری از  ساندویچ فروش تقاضای یک ساندویچ کنم  نا سلانتی ماه رمضان است یارو به ریش من نمیخندد؟ ونمیگوید  روره خوار؟ هر طور بود خودم را به اغزیه فروشی رساندم، با کمال تعجب با صحنه غیر قابل انتظار مواجیه شدم ! داخل ساندویچی صف استاده بودند  کمی خودم را جمع جور کردم  وراهم را کشیدم ورفتم تاشاید اغزیه فروشی دیگری خلوت باشد ،  اما این طور نبود ! انجاهم شلوغ بود  !  رفتم نزدیک تر  فکر میکردم  انها شاید برای شب خرید میکنند ولی اشتباه میکردم همه انها منتظر بودند تا ساندویچ های شان اماده شود  واین در حالی بود که ساندویچ گرم هم نمیداد فقط ساندویچ کالباس  اماده میکرد . من هم سرم را پائین انداختم ورفتم سراغ کیک و ساندیس تا معده صاحب مرده ام را پر کنم امان از دست این شکم...

خوب با این اوصاف  به نظر شما چه شد  که این طوری شد  ؟

این حقیر در به وجود امدن  روزه خواری  در ملع عام چند احتمال را مدنظر قراردادم  که تقدیم شما میکنم

۱- سهل انگاری وکوتاهی مسولین وزارت ارشاد در وظائف محوله

۲- تغیر وتحول در قوه قضائیه

۳-تغیر دولت نهم

۴- گرفتاری دولت وصدا سیما  در قضیه متهمان  جریان پس از انتخابات ۲۲ خرداد ماه

۵- رافت اسلامی نسبت به روزه خواران  

اگردر شهر ومحل زندگی شما هم اوضاع بدین منوال بوده  نظر شما چیست ؟

چرا روزه خواری  امسال در ملع عام  انجام شد وکسی هم تذکر نداد ؟

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

محمد رضا  شجریان استاد مسلم اواز ایران که تا چند روز دیگر ، یعنی اول مهر ۱۳۸۸  ۶۹ ساله میشود  اودر قبل از انقلاب با نام  مستعار "سیاوش" در لاله زار تهران  اواز میخواند  وطرف دارانی برای خود داشت.

بعد از انقلاب اسلامی ایران ، وطبق قانون  هر هنر میبایست با مشخصات اصلی خود  به اجرای بر نامه بپردازند،  که شجریان هم یکی از انها بود . استاد شجریان به ندرت  در داخل کشور ایران کنسرت برگزار میکند وبیشتر کنسرت های او در خارج از کشور بر گزار میشود .

استاد شجریان  چند سال پیش(تاریخ دقیق انرا فراموش کردم) به گفته خودش بعد از ۱۸سال در تلویزیون ظاهرشد  ومصاحبه کرد  ودیگر در تلویزیون ظاهر نشد . 

این حقیر  مدت ۲۰سال  که در ایران هستم ، هر سال در ماه مبارک رمضان ، نزدیک افطار  چشم به راه  شجریان  و"ربنا" او میمانم ، وچشمانم را  میبندم همزمان با او دعای ربنا را زمزمه میکنم ، اما ماه مبارک رمضان امسال من و همه ملت ایران  از شنیدن دعای ربنا با صدای  او محروم هستیم !  گویا  صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران بعد از ۳۰سال  هرگونه پخش صدای اورا از رادیو وتلویزیون ممنوع واورا تحریم کرده اند .!

من که سر سفره افطار  دلتنگ دعای ربناباصدای او میشوم ، اما نمیدانم کسانی دیگر از خود پرسیدند که چرا امسال سر سفره افطار دعای ربنا باصدای استاد شجریان  پخش نمیشود؟!!!  

ارسال در تاريخ شنبه بیست و یکم شهریور 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
در ماه مبارک رمضان  قرار داریم ، طاعات عبادات شما مومنین قبول  درگاه خداوندباشد. انشالله

در اکثر وبلاگ ، ویا سایت ها که سربزنی، در باره ماه مبارک رمضان مطلبی تحریری نموده اند ، امید که که دوستان با مطالعه این مطالب  استفاده لازم را ببرند.

این حقیر  میخواهم از منظر دیگر  مطلبی  تقدیم تان کنم .، ونگاهی متفاوتی داشته باشم در باره (فلسفه روزه داری و واقعیت امروز جامعه ) البته ناگفته نماند که این مطلب در باره مردمی که در ایران زندگی میکنند ، واین حقیر با چشم خود میبینم تحریری شده است، انتظار میرود دوستان هنگام مطالعه این مطلب، این واقعیت را در نظر بیگرند .

فلسفه روزه گرفتن:

امام صادق(ع) فرمود: خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار( غني و فقير) مساوي گردند.( من لا يحضره الفقيه، ج2، ص43
فلسفه روزه داري، تکامل جسم و جان است . چرا که گفته اند : عقل سالم در بدن سالم است . دانشمندان اسلامي و غيراسلامي در اين باره جزوه ها و کتاب هاي زيادي نوشته اند و برخي از آثار آن را بيان کرده اند ؛ از جمله : رفع سوء هاضمه ، تقويت بهداشت عمومي ، جلوگيري از آپانديس ، ‌پاک سازي مجاري ادرار ، رفع بيماريها و امراض جلدي و دفع چربي هاي زايد . روزه در درمان بيماري هاي غيرقابل علاج مؤثر است . به هر حال نقش روزه داري در سلامت تن و تکامل روح غير قابل انکار است . پيامبر ( ص ) فرمودند : ( صومو تصحوا ؛ روزه بگيريد تا سلامت شما تضمين شود . ) شايد به همين دليل باشد که قضاي روزه واجب است . روزه تمام دستگاههاي بدن ، بافت ها ، رگ ها و غده ها ، اعصاب ، اجزاي بدن ، روده ها و شرايين را از خستگي بيرون مي آورد . زيرا در اثرعمليات مداوم و شبانه روزي ، ‌قسمت هاي مختلف بدن ، سست و ضعيف مي گردد. .

نوشته بالا قسمت کوتاهی است در باره فلسفه روزه داری ، اگر درموتور جستجوگر گوگل سرچ کنید  با صد ها وبلاگ وسایت در باره فلسفه روزه داری مواجیه میشوید .

واقعیت های جامعه ما :

در جامعه فعلی ما  هنگام فرارسیدن  ماه رمضان قیمت(بهای) مواد خوراکی  به یکباره افزایش چشم گیری پیدا میکندو مصرف به یک باره زیاد میشود .

 روز های فبل ازماه مبارک رمضان ، مردم اقدام  برای خرید مایحتاج  مصرفی در ماه مبارک  رمضان میکنند ، صفهای طولانی  جلوی قصابی ها ،مرغ فروشی ها ، خوار بار  لبنیات ، ودر روز های ماه مبارک نانوای ها بسیار شلوغ  ودارای صف های طولانی میباشد

بنا برین میتوان  مردم را به چند دسته تقسیم کرد.

دسته اول خرید برای ماه مبارک :

این دسته شامل تمامی مردم میشود  که، در این ماه مبارک روزه میگیرند . هرکس به اندازه وسع خود خرید میکنند ، وسبد خرید هم متفاوت است ، از ران  وراسته گوسفند  وگوشت لخم وماهیچه گوساله بگیر تا  دل، جیگر وقلوه گوسفند وگوساله ، سیر اب ، شیردان وکله پاچه و مرغ وجیگر سنگدان و پای مرغ .  الحمدالله همه اینها در عرض دو الی سه ساعت چنان فروش میرود که اگر دیر بجنبی  برای افطار یا سحر چیزی نخواهی داشت .

دسته دوم :

 انسان معمولی که به طور طبیعی  روزه میگیرند ، نماز میخوانند ،عبادت میکنند  وخیلی هم این ماه با ماه های دیگر فرقی برای شان ندارد،  به اندازه میخورند، به اندازه میخوابند ، به اندازه به در درگاه خداوند  دعا ونیایش میکنند .

دسته سوم :

این گروه همراه با رادیو وتلویزین ایران  در این ماه صد درصد  مسلمان میشوند ، مسجد میروند ، نماز جماعت  ودعای دسته جمعی و گرداندن تسبیح وفرستادن صلوات های هزار تای  وراز نیاز مخصوص  به در گاه خداوند .

دسته چهارم :

این دسته دراین ماه مبارک دچار انواع  بیماری های گوناگون میشوند، مانند : ورم و زخم معده که خیلی شایع است،  دندان درد ، سردرد ، سرماخوردگی ، مسافر ، خواب ماندن هنگام سحر  وسیگار  واعتیاد ...............خلاصه به هر بهانه است  روزه شان را میخورند .

دسته پنجم :

این دسته که متاسفانه اکثریت  را هم به خود اختصاص میدهد ، روزه میگیرند ، نماز میخوانند ، عبادت هم میکنند ،هم در مسجد هم در منزل ، انسان های اهل ایمان هم هستند ، اما در این ماه مبارک همه هم وغم شان خورد وخوراک وشکم شان است ، اینها سحر چنان میخورند  که شکم شان باد میکند ودر طول روز هم سعی میکنند  کار وفعالیت خود را کم کنند تا خدای نکرده  بدن شان ضعیف نشود  وزمان افطار هم  حتما" اول باید افطار کنند بعد نماز ونیایش .

 ودر هنگام خرید هم در سبد شان انواع اقسام خوراکی درجه یک دیده میشود (این گروه شامل  اغنیا وقشر متوسط جامعه میباشد )  ودر اخر ماه مبارک رمضان  دچار اضافه وزن میشوند .

دسته شیشم:

این گروه یک جورای مخصوص هستند که فقط در ۳۰روز ماه مبارک  روزه میگیرند ونماز میخوانند والباقی ایام روزه و نماز تعطیل است ! استید لال شان هم این است که ، این فقط ماه رمضان است که مخصوص عبادت است  (خود شخصا" با این افراد  برخوردم) منبع دینی ومذهبی  که از انها دستور بیگیرند هم ندارند .

بله دوستان  این بود انچه که من در اطراف خود و در بین مردم دیدم  وبه اختصار خدمت شما بیان کردم  حال قضاوت شما چه باشد من نمیدانم .

 با این حال ، ایا به نظر شما  فلسفه روزه داری ، رعایت میشود؟

 

ارسال در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

دوستان  ، وبلاگی من سلام !

فرصت کوتاهی پیش امد  که خدمت برسم و عرض ادب احترام کنم.

نماز وروزه های تان قبول وتن تان سالم ، واوقات تان خوش وخرم باد.

دوستان دعا کنید مشکلم حل شود تا دوباره در این وبلاگ در خدمت تان باشم

تشکر از لطف ومحبت همه شما سروران گرامی

تشکر وسپاس مخصوص  دارم از دوستان که در((نبودنم)) فراموشم نکردند

ونظر دادند. 

ارسال در تاريخ دوشنبه نهم شهریور 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

سلام های گرم وصمیمانه این حقیر  تقدیم به همه دوستان وسروران وبلاگی ام

دوستان ضمن تشکر وقدر دانی از  تمام دوستان که سری به این وبلاگ میزنندو یاد از این حقیر میکنند

به اطلاع میرسانم :  تا اطلاع ثانوی این حقیر دست رسی به نت  ندارم

بنا براین  از به روز رسانی این وبلاگ و پاسخ به محبت دوستان  معذور میباشم

انشا الله اگر عمری باقی بود  در فرصت دیگر خدمت شما خواهم رسید

اشنای با تمامی شما دوستان یکی از  بهترین خاطره عمرم  میباشد

فراموشتان نمیکنم           خدایارتان

با احترام:   شیر محمد حیدری (میر افغان)

خدیا چنان کن سر انجام کار

که تو خوشنود باشی وما رستگار

 

ارسال در تاريخ دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
بعضی از موضوعات را نمیشود فراموش کرد ، هر چقدر بخواهی  بی خیال شوی ، اما ذهنت به تو این اجازه را نمیدهد ، وبا خود میگوی ، باید با کسی حرف زد  ودرد دل کرد ،  قدیم تر ها  برای درد هایت باید کلی  میگشتی تایک کسی را که  با او    دوست هستی  پیدا کنی ،  ودرد دل کنی تازه از کجا معلوم که او حوصله شنیدن  دردهای تورا داشته باشد .

اما هم اکنون دنیای انترنت وفضای مجازی این مشکل را حل کرده هر چه دل تنگت میخواهد بگو وبنویس هر کس حوصله داشت میخواند واگر نداشت میرود .

گاه گداری که فرصتی  پیش می اید ، میروم به اصطلاح (وبگردی) تا سری به وبلاگ های هموطنانم  بزنم تا هم از"شر " تنهای غربت خلاص شوم وهم  به یک هم وطن سلامی بگویم وعرض ادب کنم تا شاید او هم لبخندی بزند ومن در لبخند او شریک باشم .

خیلی وقتها پیش امده (وشاید شما هم به چنین وبلاگها سر زده باشید) که شیش ما  ، یک سال دوسال است که ، به روز نشده  و وقتیکه ، به مطالب ، نظرات  ،پیوند ها ، ودوستان  ان وبلاگ نگاهی می اندازی میبینی که او در  زمانیکه به روز میشده  وفعال بوده  کلی به قول معروف (برو بیای داشته) وکلی هم مطالب مفید وخواندنی را در ان وبلاگ میبینی .

از نظر مکانی هم  هم اکثریت انها  مهاجر هستند  وساکن کشور های دیگر  .

وقتیکه وارد چنین وبلاگ های  میشوم  ، مدت ها در ان وبلاگ میمانم  ، ومطالب انرا میخوانم  ، نمیدانم در جنین مواقعی یک حس خیلی بد  به من دست میدهد  !  سوال های عجیب وغریبی در ذهنم میاید چرا این وبلاگ به روز   نمیشود ؟!!!  او  کجا هست ؟     زنده هست ؟ مرده ؟ زندان است ؟ خدایا چه بلای سر او امده ؟!!!

 وبلاگ مثل خانه ادم هست ،  او چرا  بدون هیچ  توضیحی خانه خودرا  رها کرده؟!!!

و زمانیکه متوجه میشوم او یک مهاجر هست  ، دیگر دردم چند برابر میشود   ، ودر نهایت  بعد از کلی فکر کردن این طوری خودم راضی میکنم که :

او هر جا هست سالم وسر حال هست  فقط رمز ورود خود را فراموش کرده .!!!

دوست عزیز :

ایا شما تا حالا  با   چنین وبلاگی  بر خوردی ؟

به نظر شما چرا  چنین وبلاگ های به روز نمیشوند؟

ایا شما  اگر روزی  تصمیم گرفتی  وبلاگ خود رها کنی  بدون هیچ توضیحی این کار را میکنی؟

ارسال در تاريخ سه شنبه سی ام تیر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

دوستان سلام 

ترانه  را که میشنوید ،   اقای " امیر حسین مدرس"   اجرا نموده .

 این هم متن شعر:

با شکستنت شکستم
عاشقم ، عاشق و خستم
پای تو موندم و ساختم
دل به هیچ کسی نبستم
نه به عشقت ، نه به عشقم
قسم دروغ نخوردم
بازی برده رو باختم
به تو باختم و نبردم
وقته گریه هات دلم رو
چه شب ها شعله کشیدم
حقم رو دادی و رفتی
من به هیچی نرسیدم
خیلی ، سخته ، (خیلی سخته) دل بریدن
خیلی ، ساده هست ، دل شکستن
سخته عاشقونه موندن
دل به هیچ کسی نبستن
چه عذابیه که امروز
تو رو دارم و ندارم
موندی تا ابد تو قلبم
اما رفتی از کنارم
چه عذابیه که امروز
تو رو دارم و ندارم
موندی تا ابد تو قلبم
اما رفتی از کنارم

*****

کد  اهنگ را ازاینجابگیرید

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

سلام بر دوستان وسروران  وبلاگی من .

تشکر از ابراز محبت همه دوستان . 

دوستان کمی حالم بد است ، روز جمعه وشنبه  ۲۶و۲۷تیر ماه  همراه با فامیل رفته بودیم امام زاده داود  تا کمی از این فضای کار روز مره دور باشیم  وزیارت هم بکنیم  وهوای تازه شود .

متاسفانه  با یک اتفاق افتادن یک حادثه  کمی تا قسمت بد   مسافرتم خراب شد  .

  عکس را که در پست قبلی میبینید ،  هنگام بازی با دوستانش  پایش سر خورد  وچند بار به طرف پائین کوه غلط خورد   ، ودر نتیجه  از ما دویدن ...دکتر .... وباند زخم ...

از لطف خدا  حادثه جدی نیست  ،  اما  چند روزی  باید قید کلاس زبان وبازی با دوستانش را بزند .

نمای کلی از  زیارت گاه امام زاده داود (ع)

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

  ۲۵ تیر ماه ، یکی از بهترین روزهای خدا

پسر بزرگم  (۱۱)  ساله شد

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

سلام بر خوانندگان فهیم ، وعزیزان که به این وبلاگ سر میزنند .

در دو مقاله قبلی  که ،  به عنوان  (هزاره ها وکاسه گدای) در این وبلاگ نشر شد  ، بعضی از دوستان ازاین حقیر گلایه داشتند که چرا  این(( عنوان)) را از خودت در اوردی  !!!

عرض بنده این است :

دوستان هزاره من  ، من خود یک هزاره هستم  ، وزمانیکه این  مطالب را میخوانم  واقعا جگرم اتیش میگیرد ، برای همین بد ترین عنوان را انتخاب میکنم  تا شاید اول  هشداری باشد برای خودم  ، وبعد هم تلنگری باشد برای" شیران" هزاره.

حال اگر شما نظر دیگری دارید  ،  بنو یسید ماهم میخوانیم .

این مطلب در شبکه اطلاع رسانی افغانستان نشر شده است

آیا واقعا هزاره ها به آقای کرزی رآی میدهند ؟؟



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)

در دو پست قبلی  یک پرسشی  داشتم بدون مقدمه .

 در واقع ان پرسش مقدمه بود برای این پست .

پرسش این بود:

ایا دین برای انسان است ؟ ویا انسان برای دین ؟

طبق انتظار این حقیر  پاسخ دوستان  این بود ، که دین برای انسان است، چون اگر انسانی نباشد 

دین معنی نخواهد داشت .

از زمان خلقت انسان  ،  حضرت ادم(ع) تا  خاتم پیامبران محمد (ص) خداوند یکصدو بست و چهار هزار پیامبر از جانب خود به سوی  ما انسان ها فرستاد   ، که هدف انها  راهنمای  وعبادت خداوند ودر نتیجه سعادت دنیا واخرت ما  بوده است. 

تمام  پیامبران الهی  ،  که از طرف خداوند مامور یت یافتند تا ما انسان ها را نجات دهند  ،  اهداف یکسانی داشتند وهر کدام  در زمان خودش  ماموریت خویش را انجام دادند  ،  وتجریبات خود را برای ما(انسانها) بر جای گذاشتند  تا ما راه درست را انتخاب نموده  وبه سعادت برسیم .

اما موجود بنام انسان  واقعا چیست ؟ ویا بهتر بگویم به دنبال چیست ؟

بدون شک  ، خداوند رحمن ورحیم  هر انچه لازم بوده تا ما (انسانها) به سعادت برسیم  ،  توسط       یک صدو بیست و چهار هزار فرستاده  خود به ما رسانده وبا فرستادن حضرت محمد (ص) به ما انسانها اتمام حجت نموده  ،  وسند حجت او قران کریم میباشد.

با این اوصاف  ،  ما انسان ها چرا  به راهنمای های خدای خود  (خالق هستی) گوش فراه نمیدهیم ! و بایک نگاه  به خود  ،  ویک نظر به طبیعت  ،  وجهان هستی  ،  چرا پند نمیگیرم  .!

ایا خداوند  از ما ر اضی است ؟ ایا او از این همه ناسپاسی ما خسته نشده ؟ ایا خداوند  برای به سعادت رسیدن ما  کم  کاری کرده ؟!!! ایا برای اینکه ما به سعادت برسیم به اندازه کافی  ،  راهنما نداشتیم ونداریم ؟ اگر جواب منفی است از بی خبری وتنبلی ما است !!! واگر جواب مثبت است  پس چرا هدایت نمیشویم ؟!!!

ایا خداوند خیلی  مهربان نیست ؟

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
سلام ، میخواهم یک داستانکی بنویسم ،  میگوئید چرا  ؟!!!

در اخر میگویم !!!

 

روزی ،  پدری با فرزند نوجوانش  بر سر مسائلی  جرو بحث میکند ،  وفرزند با نا راحتی منزل را ترک نموده وبه اصطلاح (قهر ) میکند ! 

پدر حیران ونگران تا شب صبر میکند تا بلکه پسرش به منزل باز گردد ،  وشب را کنار خانواده  به صبح برساند ،  هرچه انتظار میکشد  از فرزندش خبری نمیشود .

پدر مجبور میشود به چهار دوست وفامیل زنگ بزند  واز وضعیت فرزند خود با خبر شود ،  اما از فرزند خبری نمیشود  وهیچ کس ازاو اطلاعی ندارند .

در اخر پدر تصمیم میگیرد  که ، هر طور که هست امشب باید فرزند او به منزل باز گردد ،  وکنار خانواده  باشد . به همین علت از چند نفر کمک میگیرد  ومیگوید،   هر که امشب فرزند مرا به خانه باز گرداند  مبلغی به او پاداش خواهم داد ،  اشخاصی برای این کار داو طلب میشوند  ومیروند به دنبال فرزند.

پاسی از شب میگذرد  ویک نفر موفق میشود  فرزند را پیداکند ،  وقتیکه بالای سر فرزند میرسد میبیند او به راحتی خوابیده و حالش هم خوب است ،  با خود میگوید خوب فرزند  که حالش خوب است ومن هم که خسته کوفته ام  شب را همین جا میخوابم وصبح اورا به نزد پدرش میبرم .

فردای انروز  مرد همراه با فرزند نزد پدر میروند  واورا تحویل پدر میدهد ،   ومنتظر میماند تا پاداش خود را بگیرد .

پدر میگوید  پاداشی در کار نیست .

مرد میپرسد چرا ؟ مگر دیشب خود شما چنین قولی به ما ندادی  ؟ مرد میگوید : چرا خودم چنین قولی دادم  اما ان قول برای این بود  که فرزند من شب را در بیرون از منزل نماند ،  حالا که اوشب را در بیرون از منزل مانده  من دیگر هیچ پاداشی به کسی نخواهم داد .

بلی دوستان این داستان را تقدیم میکنم به یک نفر  که نمیدانم اورا چه خطاب کنم ؟

درباره او این قدر میدانم که او یک انسان  حسود وضعیفی است  .

باید اعتراف کنم که در تمام  زندگی ام ادمی ،  نامرد ، ترسو ،  وبی غیرت ،   مانند این شخص ندیدم  

او مدت است که بنام من  در وبلاگ دیگران پیام های زشت نشر میکند !!!

با این داستان میخواهم به او بگویم  که ،  اقا یا خانم ،  من همان نوجوان شب بیرون مانده هستم  شبی که من بیرون ماندم ،  گرسنه ماندم ،  تشنگی کشیدم ،  فهش وناسزا شنیدم  ،   وخلاصه هرچه شما فکر انرا بکنی در ان شب بر من گذشت ، از ان شب به  بعد دیگر از بیرون ماندن نمیترسم (ترسم پریده) شما هم به خود زحمت ندهید ،  حنای تو دیگر برای من رنگی ندارد  هر کاری که دوست داری بکن

 تصویر خودم  بعد از اینکه شب بیرون ماندم

 

*****************************************

دوستان لطفا لینکهای زیر را بخوانید !!!

ارسال در تاريخ سه شنبه شانزدهم تیر 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
قالب وبلاگ